"ناگازاکی" رمانی است که داستان کوبو شیمورا، مردی 56 ساله، را روایت میکند. کوبو که احساس میکند زندگی از او گذشته و در آستانه پایان عمرش قرار دارد، تجربه کمی در روابط طولانیمدت دارد و با همکارانش در اداره هواشناسی ارتباط محدودی برقرار میکند. او به جای اینکه با همکارانش برای ناهار یا گپ و گفت همراه شود، ترجیح میدهد در اینترنت دوستانی پیدا کند و با گویندگان اخبار تلویزیون گفتگو کند.
زندگی کوبو در یک خانه دورافتاده در حاشیه شهر سپری میشود و هر روز مانند روز قبل میگذرد، که این تکرار و تنهایی او را به مردی بدخلق تبدیل کرده است. تغییرات عمده در زندگی او زمانی رخ میدهد که متوجه میشود مواد غذایی مانند خوراک ماهی و آب پرتقال از خانهاش ناپدید میشوند. این اتفاق باعث میشود کوبو احساس کند که کسی یا چیزی به خانهاش نفوذ کرده است.
برای کشف حقیقت، کوبو دوربینی در خانه نصب میکند تا بتواند مزاحم را شناسایی کند. اگرچه کوبو مشتاق است بداند چه کسی پشت این اتفاقات است، اما هنوز مشخص نیست آیا او آمادگی مواجهه با واقعیتی که دوربین آشکار میکند را دارد یا خیر. این رمان به خوبی توانسته است احساس تنهایی، انزوا و کنجکاوی انسانی را در قالب یک داستان جذاب و پیچیده به تصویر بکشد.