انتشارات نیلوفر منتشر کرد: خودم می دانم، من برای راه رفتن هنوز کوچک ام؛ این را بخوان خودت:نمی فهمید چرا از یک زمانی، از یک جایی به بعد در همه و هر زندگی آدم ها، روز و شب سر از دنبال هم گذاشته باشند، چرا آن همه تند و ترسیده از پی هم می گذرند که دیگر هیچ آدمی، هول باشد، با آن دیگران کاری ندارد که همه شان انگار دور خودشان و دور دنیای می چرخند، شبیه چرخ چرخ های دختربچه ای روی نقش ترنج وسط قالی نخ نما شده که از بس پا خورده رنگ ازش پریده: «شبیه بازی است همه کار این دنیا، چرخ چرخ عباسی، یادت هست هنوز؟» به روشن سایه ریخته از آفتابی به خاک نشسته لامپ، زن را، کدر و مات دیده بود که دست هاش را بازکرده دور خودش می چرخد: «یادت نیامد آن همه حرف هات؟ سر به هوا، هیچ یادت نیامد.»فروشگاه اینترنتی 30بوک