"در انتظار یک زندگی طبیعی" یک رمان پر از لحظات پرمعنی و احساسات است که به شدت درونگرا و پراحساس است. داستان آدی، که آرزو دارد یک زندگی طبیعی داشته باشد، اما مادرش راهکارهایی صفر و صدی ارائه میدهد: یا آن چه که او میگوید یا هیچ چیز دیگری. آدی و مادرش زیر خط راه آهن زندگی میکنند، که مادر بیمسئولیت و آشفته اغلب دخترش را به تنهایی میگذارد و میرود.
ناپدری سابق و مهربان آدی، هر کاری که ممکن است برای کمک به آنها انجام دهد، اما ملاقاتهای آدی با او کم و بسیار فاصلهای هستند، تنها با اجازهی مادر دمدمی مزاج او ممکن است. آدی سعی میکند تا جایی که ممکن است، امید و روحیه خود را حفظ کند، اما این ملاقاتها تنها به او یادآور زندگی عادی میشوند که نمیتواند داشته باشد. او به دنبال بازگشت به خانه و زندگی با خواهران ناتنی و ناپدری اش است، و به نظر میرسد که هیچگاه امیدش را به دست نخواهد آورد.