"این کتاب به چالشهای اخلاقی و قانونی در جامعه بشری میپردازد. نویسنده بیان میکند که انسانها در ساخت سازمانهای اخلاقی ناکام ماندهاند و به جای آن، سازمانهای قانونی و عقلایی ایجاد کردهاند. اما سوال اساسی این است که چرا با وجود قوانین و ساختارهای دولتی، همچنان شاهد اعمال غیراخلاقی در جامعه هستیم و چگونه این امر مسئولیت اخلاقی افراد را تضعیف میکند. نویسنده مطرح میکند که در حالی که سازمانها بر رعایت حداقل استانداردهای قانونی تأکید دارند، این امر موجب ترویج بیاخلاقی میشود. او با استناد به مانهایم میگوید که هر قانونی منافع و جهانبینی قانونگذاران را منعکس میکند و اغلب به صورت اجباری اعمال میشود، در حالی که اخلاق بر اساس فطرت انسانی و بدون نیاز به زور و تنبیه نشأت میگیرد. نویسنده بر این باور است که رعایت قانون نباید به عنوان نشانه کمال انسانی تلقی شود و تأکید بر قانون موجب میشود تنها رفتارهای حداقلی قانونی جستجو شود. او معتقد است که اخلاق از درون زا بوده و بنابراین نباید مشروط به رعایت اخلاق از سوی دیگران باشد، در حالی که قانون بر اساس توافقات و قراردادها عمل میکند و تنها زمانی معتبر است که طرف مقابل به آن پایبند باشد."