در رمان "دختری به نام فاجعه" نوشتهی نانسی فارمر که در سال 1996 منتشر شد، داستان به یک دختر یازده ساله به نام نامو پرداخته میشود. نام "نامو" در زبان محلی موزامبیک به معنای "فاجعه" است و این نام به خاطر مواجهه با واقعیتها و نوعی ناهنجاری در زندگی اطرافش به او داده شده است.
نامو در یک روستای کهن در موزامبیک زندگی میکند و با توجه به آداب و رسوم قبیلهاش و با استناد به دانشی که از مادربزرگش به دست آورده، بزرگ میشود. داستان زندگی او پس از شیوع وبا، مواجهه با یک پلنگ وحشی، و ازدواج با جادوگر شیادی که توسط آن تعیین شده، تغییر میکند. نامو با دزدیدن یک قایق و همراه با چند قطعه طلا از روستای خود فرار میکند تا به شهر زیمباوه برسد.
در مسیر خود به سمت زیمباوه، نامو با تنهایی، بلوغ، و خطرات حمله کرگدنها، کروکودیلها، و سایر حیوانات وحشی روبرو میشود. این داستان تلاش نامو برای بقا و رشد در دنیایی پر از چالش و خطرات را به تصویر میکشد.