"زندگی در پیش رو" داستان پسربچهای عرب به نام مومو و صمیمیت و سرسپردگی او نسبت به مادام روزا، پیرزنی که از زمانهای اردوگاه آشویتس و تنفس دست کم میکند، است. مادام روزا با ورود مومو به زندگیاش، به تدریج به او میآموزد که چگونه در مقابل چالشها و سختیها قرار گیرد. وقتی که وضعیت مادام روزا بهبود نمییابد، مومو تصمیم میگیرد به او کمک کند و او را تا آخرین لحظات زندگیاش حمایت کند. این رمان به نمایی عاشقانه و گاهی ترسناک از رابطه محبتآمیز میان مومو و مادام روزا میپردازد و شخصیتهای دیگری همچون مردان زننده، صاحبان روسپی خانه و جادوگران شفا دهنده نیز در آن حضور دارند. "زندگی در پیش رو" با ارائهی نمایی زنده و متنوع از زندگی در پاریس، علاوه بر جذابیتهای زبانی و داستانی، نقدی گلچینشده به رفتار جامعهی فرانسوی نسبت به مهاجران و سالخوردگان ارائه میدهد.