انتشارات خزه منتشر کرد: شب روشنا شامل سه داستان کوتاه است درباره ی زنی سرگردان بین ترس ها تردیدها و سرخوشی ها برای دوست داشتن و دوست داشته شدن؛ تجربیات و احساساتی که هر انسانی ممکن است از سر گذرانده باشد. اما اتفاقات شگفت و غریبی که در هر داستان رخ می دهد روایت های این زن را به قصه هایی خاص و خواندنی بدل می کند.****وحید سمتم آمد. سرم را بالا نیاوردم خواستم کمکی به خودم بکنم پایم را به شیما چسباندم؛ در این حالت به نظرم آمد که شیما به پای من افتاده است اما در اصل من بودم که نشسته بودم روی صندلی و با پاهایم به او التماس می کردم.از متن کتابفروشگاه اینترنتی 30بوک