انتشارات سوره مهر منتشر کرد: چرا دست از سرم بر نمی دارد؟ می خواهد به هر قیمتی شده بیاید تو. تقصیر خودم است حتماً وقتی وارد مطب شده ام آن قدر عجله داشته ام که در حیاط را نبسته ام دقیق نمی دانم چه مدت اما فکر کنم سه چهار روزی است که گوشۀ این مطب افتاده ام و یقین دارم ماجرای من دیگر تمام شده و اینجا آخر خط است. صدایش را می شنوم که با اصرار می خواهد در را باز کنم می توانم تصور کنم که با آن قدبلند و شانه های پهن گوش خود را به در چسبانده و با پشت استخوان سبابه به در ضربه می زند.فروشگاه اینترنتی 30بوک