انتشارات نونوشت منتشر کرد: در گذر این سال ها سپندار بارها خواسته بود اموالش را که کم هم نبود وقف کند و شناسنامه اش را بسوزاند کولی وار برود شهر به شهر تا جایی بی نام و نشان مرگ را محکم بغل کند یا خودش را در شهری دور بیندازد زیر ماشین اما چیزهای قوی تر بود که نگهش می داشت، قوتش میداد اولی پریسا بود که نگوید بی غیرت است و دیگر اینکه اگر با پول و پارتی و پاسگاه شکایتش نه تنها بی جواب می ماند که محکومش هم کردند که دزد و دیوانه است.فروشگاه اینترنتی 30بوک