انتشارات آماژه منتشر کرد:شب بسیار سردی بود: سردتر و تاریک تر از همیشه. گویی زمستان با تمام قوایش قصد داشت به دهکده حمله کند و آن جا را برای همیشه فتح کند. فضای دهکده مانند قلعه ای که دشمن پشت درهای آن آماده حمله باشد در سکوت فرورفته بود: سکوتی عجیب و ترسناک. همه چیز نشان از اتفاقی ناخوشایند می داد. هنوز بخش بزرگی از شب مانده و اوایل تاریکی بود که ابری سیاه در آسمان پدیدار شد؛ ابری که نه می بارید و نه صدای رعدوبرقی از آن به گوش می رسید. چیزی نگذشت که آن ابر آسمان را به طور کامل دربرگرفت، به نحوی که حتی ذره ای از آسمان دیده نمی شد. بعد از ورود آن ابر به آسمان، فضا تاریک تر از همیشه شد و آن شب سیاه تر از همیشه آغاز شد. فروشگاه اینترنتی 30بوک