انتشارات آثار برتر منتشر کرد :قهرمان آرام و قرار نداشت. توی راه، صحنه ی خالی شدن جنگل از درخت برایش آزاردهنده بود. درخت های زیادی بریده شده بودند و شاخه های زیادی شکسته و خُرد شده و روی زمین ریخته بودند. دیدن این صحنه ها قلب هر فرد درست اندیش و درستکاری رو به درد می آورد. انقد ناراحت و ناآرام شده بود که سر به کوه گذاشت. تا رسیدن به کوه برای او که تیزپاه بود، حدود نیم ساعت طول کشید. توی این مدت هم ناراحتی بر احساسات او چیره بود. اما ناراحتی که فایده ای نداشت، آیا ناراحتی می تونه مشکلات رو برطرف بکنه؟ مطمئنا نه، ناراحتی عکس العمل احساسی آدم و حیووناست به بلا و مصیبت. برای برطرف کردن مشکلات باید به فکر راه حل بود. باید چاره ای اندیشید. اما چاره و راه حل چه بود؟ قهرمان با خودش داشت این فکرها رو می کرد و او چون با درونِ خودش رابطه ای شفاف و صادقانه داشت متوجه شد که در میان ناراحتی غرق شده و همین متوجه شدن و اعتراف از درون به غمگینی اش باعث شد تا به خودش بیاد و حالت درونی خودش رو تغییر بده. این بود که احساساتش رو خاموش کرد و خِرَدش رو به کار انداخت و نشست و فکر کرد و فکر کرد تا راه حلی به ذهنش رسید.فروشگاه اینترنتی 30 بوک