انتشارات حکمت کلمه منتشر کرد :همیشه با خودم میگویم چرا تا حالا ازدواج نکرده؛ چرا با کسی وارد رابطهای نشده؛ چرا همیشه تنهاست. نزدیک به چهل سال سن دارد و بدون بزک و عمل های زیبایی، به اندازه ی کافی زیباست. اما هیچ وقت از او نپرسیدم، چون به نظرم احمقانه است. هرکسی مسئول زندگی خودش است. بعضی وقت ها با خودم می گویم شاید او تنها کسی باشد که بتواند مروارید را در ذهنم کم رنگ کند. بیشتر وقت ها سرش به کار گرم است اما وقتی تنها می شود و اطرافش خلوت می شود، از صحبت ها و حرف هایش می توان فهمید که افسرده و تنهاست. شاید چون خودخواه و خودپسند است، زیاد نمی تواند با آدم ها ارتباط برقرار کند و با آن ها طرح دوستی بریزد. ارتباط اجتماعی اش بسیار کم است، هر چند اجتماعی به نظر می رسد. زود عصبانی می شود و یک مسئله ی بسیار مسخره ممکن است او را به خنده بیندازد. با خوردن یک بستنی بسیار شاد می شود. با دیدن یک بچه و مادرش در خیابان ذوق می کند با یک موسیقی ریتمیک، سرش را بالا و پایین می کند و بشکن می زند.فروشگاه اینترنتی 30 بوک