انتشارات مرسل منتشر کرد :این کتاب در قالب گزیده ای از شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی در قالب نثر، جهت مطالعه ی آسان علاقمندان شعر و ادب پارسی گردآوری شده است، تا هم زمینه ی خواندن کل اثر بدیع فردوسی کبیر را فراهم کند و هم مهم ترین قسمت های شاهنامه را در مجموعه ای جداگانه در اختیار دوستداران آن شاهکار قرار دهد. داستان ها به تقدم شان در کتاب اصلی آمده است تا پس از ارائه ی مجموعه ی کامل، از نظر ترتیب زمانی وقایع، مشکلی به وجود نیاید.شاهنامه نگهبان راستین سنت های ملی و شناسنامه ی قوم ایرانی است و می توان گفت بدون وجود این اثر بزرگ بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در طوفان حوادث تاریخی از بین می رفت. شاهنامه روایتی از نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در جهان روزگار می گذرانند. دیدگاه فردوسی و اندیشه ی حاکم بر شاهنامه همیشه طرفدار خوبی ها در برا بر ستم و تباهی است.در بخشی از کتاب گزیده ای از داستان های شاهنامه؛ اسفندیار (جلد پنجم) می خوانیم:اسفندیار، بهمن، فرزندش را فراخواند و بدو گفت که بر اسب سیاه بنشین و تنت را به دیبای چین آراسته، تاج خسروی بر سر بنه و همچون بزرگان و نژادگان و به همراه ده موبد روشن روان، به نزد رستم برو و سلام ما را بدو رسانده، احترام بسیارش کن و با زبانی آراسته، به او بگو که هر نعمت یافته ای باید سپاسگزار خداوند باشد که جاوید و نیکی شناس اوست و بر ثروت و شوکت می افزاید؛ پاداش هر کاری مطابق همان کار است. اکنون ما می دانیم که تو به شاهان خدمات بسیار کردی و از ایشان نیز به این شوکت و ثروت رسیدی؛ اما درگاه لهرساب و گشتاسب، به درگاه ایشان نرفتی و بزرگشان نداشتی و این در حالی است که گشتاسب در تمام شاهان، سرآمد است؛ او بود که دین زرتشت را پراکند و پلیدی ها را از میان برد، ولی تو در زمان هجوم ارجاسب، به یاری او نشتافتی و به نبرد برنخاستی.اینک، گشتاسبی که جهان تحت امر اوست و همگان خراج گزار اویند، از تو آزرده شده و به اسفندیار گفته است که تو را، بسته و در بند، به درگاه وی ببرد. حال اسفندیار اینجاست؛ پس تو هم فرمان پادشاه را بپذیر که اسفندیار، به خورشید درخشان و جان عمویش، زریر و به جان گشتاسب شاه، سوگند می خورد که در برابر پادشاه، حمایتت کند و نگذارد که تو را گزندی رسد. پشوتن، گواه اسفندیار و روان و خرد، رهنمای اوست. تو و زال و زواره و فرامرز و رودابه، به فرمان پادشاه گردن نهید و بدان که اسفندیار، حامی توست و نمی گذارد که پادشاه، تو را بیازارد.فروشگاه اینترنتی 30 بوک