انتشارات ایهام منتشر کرد :پرتم، پریده رنگ ترین گاهِ نیستماز یاد برده است حواسم که کیستمزانو نداشت فرطِ نیاسودنِ سرمبر شانه ی زوال، سرم را گریستمروزی نمی رود که مرا سرنمی پرمروزی نمی رود که پری خانه نیستمخون خورده ی وخامتِ ماخولیاستمخونابه ی جراحتِ دیوانگی ستماز یاد برده است حواسم دوباره راگفتند: رأس ساعت ماندن بایستمفروشگاه اینترنتی 30بوک