در آوازها آمده که لایلاک برترین شکارچی جایزه بگیر دنیاست؛ نه مجرمی می تواند از دستش فرار کند و نه معمایی هست که از پسش برنیاید. اما راستش را بخواهید، هیچ کدامش واقعیت ندارد. لایلاک دختر نوجوانی است که رؤیای تبدیل شدن به بهترین شکارچی جایزه بگیر را در سر دارد. برای همین، وقتی گنجینه ای ارزشمند از قلعه ی بارون آنگبار دزدیده می شود، او و دوستش، دالسینتا، از این فرصت استفاده می کنند تا دزد را دستگیر کنند و برای خودشان اسم ورسمی دست وپا کنند. این قلعه خیلی عجیب غریب است… پر از اشراف زاده های نچسب، جادوگران، موجودات مرموز و رازهای مخوف. تازه، سروکله ی یک جسد هم پیدا می شود! حالا، همگی زیر حبابی جادویی در قلعه حبس شده اند که مدام دارد کوچک و کوچک تر می شود. اگر لایلاک می خواهد این آخرین مأموریت زندگی اش نباشد، باید همه ی این معماهای پیچیده را حل کند و از رازهای مخوف این قلعه پرده بردارد. اما آیا او موفق خواهد شد؟