رومولا پنجمین رمان مری ان ایوانز ملقب به جورج الیوت است. رمان های صحنه هایی از زندگی کشیشان، ادام بید، آسیاب رودخانه ی فلاس و سایلاس مارنر را پیش از رومولا نوشت و پس از رومولا هم رمان های فلیکس هولت، میدل مارچ و دانیل دروندا را تألیف کرد. رومولا اثری است سترگ که در زمان خود با تأیید و تحسین اهل فن مواجه شد. هنری جیمز، نویسنده و منتقد بلندآوازه ی امریکایی، نیز در سال ۱۸۸۵ (یعنی بیست سال بعد از آنکه رمان را خواند) بار دیگر نظر داد که «رومولا روی هم رفته بهترین اثری است که جورج الیوت نوشته است.» داستان رومولا در ۹ آوریل ۱۴۹۲ شروع می شود و در ۲۳ مه ی ۱۴۹۸ به پایان می رسد. صحنه ی رمان شهر فلورانس است، در اوج دوره ی رنسانس. در این برهه ی شش ساله شاهد تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی، یورش ها، توطئه ها و تلاش های ناکام و کامیاب و دگرگونی زندگی آدمیان هستیم. در متن چنین رویدادهای سرنوشت سازی، که با تغییر حکومت و انقلاب و دگرگونی شیوه ی زندگی مردم همراه است، شرح حال زن جوانی را می خوانیم که اسمش رومولاست. شخصیتی ساخته و پرداخته ی خیال جورج الیوت که در متن وقایع ریز و درشت تاریخی، هم تأثیر می پذیرد و هم تأثیر می گذارد. چند شخصیت مهم دیگر رمان نیز محصول تخیل نویسنده اند، اما بقیه ی شخصیت های این رمان واقعیت تاریخی دارند و در متن تاریخ حرکت می کنند. برای نمونه حضور نیکولو ماکیاولی در این رمان و بیان نظریاتش از زبان خودش است.