مارا، شاه دُخت سوم محجوبی که در صومعه بزرگ شده و سال ها شاهد رنج کشیدن خواهرانش به دست شاهزاده ای آزارگر بوده است؛ او سرانجام درمی یابد که هیچ کس قرار نیست آن ها را نجات دهد؛ هیچ کس جز خود مارا. مارا دست به دامان جادوگر قدرتمند گورستان می شود و او می پذیرد که ابزارهای لازم برای کشتن شاهزاده را در اختیارش بگذارد، به شرط اینکه که سه تکلیف ناممکن را به انجام برساند… اما چنان که اغلب در افسانه های شاهزادگان، جادوگران و دختران می بینیم، تکالیفِ ناممکن فقط آغاز راه اند. جادوگر گورستان، مادرخوانده ای بی میل، شوالیه ی قوی هیکل سابق و مرغی اهریمن زده، در سفر مارا به او می پیوندند. این پنج نفر قصد کرده اند تبدیل به دستی شوند که دور گلوی شاهزاده مشت می شود و سرانجام خانواده ی مارا و کشورشان را از حکمرانی ستمگرانه ی او آزاد می کند.