رمان من، او و گل های آفتابگردان ماجرای دوستی ناپایدار دو دانش آموز نوجوان است. سعید اخگری که در خانواده ای فقیر به دنیا آمده، دچار بیماری صرع است. او پس از اینکه به دست ناظم مورد تنبیه قرار می گیرد از مدرسه می گریزد و کارش به بیمارستان می کشد. سعید میرباقری در تلاش برای بازگرداندن اخگری به مدرسه، با خورشید، خواهر اخگری آشنا می شود. دوستی ای که با عشقی ساده و اقرارنشده همراه است. اعتصاب دانش آموزان و معلمان مدرسه سبب اخراج ناظم مدرسه می شود و اخگری به مدرسه بازمی گردد. اما این پایان ماجرا نیست. بازگشت ناظم به مدرسه بار دیگر آرامش اخگری و دانش آموزان را به هم می ریزد. خالق این اثر جمال اکرمی است که از دیگر آثار او برای نوجوانان می توان به آناهید ملکه ی سایه ها، خانم و آقای کلاه دودی، چشم اژدها، بازگشت پروفسور زالزالک و... اشاره کرد.