جهان امروز نه از کمبود هوش و استعداد، بلکه از کمبود جاه طلبی اخلاقی رنج می برد. بیشتر آدم های بااستعداد، جاه طلبی شان را صرف موفقیت شخصی می کنند، نه حل مشکلات واقعی جهان. امروزه پول بیشتر، اعتبار بالاتر و شغل پرزرق وبرق تر در مقابل توانایی ها، تحصیلات و موقعیت اجتماعی برای کاهش رنج واقعی انسان ها قرار می گیرد. حتی نخبگان دانشگاهی، سیاست گذاران و متخصصان به جای تغییر جهان، در ساختارهای موجود حل می شوند. هرچند از گذشته تا امروز افرادی هم بوده اند که مسیرهای امن را رها کرده و به جای شهرت یا ثروت، سراغ تغییرات ساختاری رفته اند. اگر کاری واقعا مهم باشد، احتمالا راحت، امن یا محبوب نخواهد بود. جاه طلبی اخلاقی یعنی پذیرفتن این ناامنی. این کتاب نشان می دهد که افراد هوشمند و تحصیل کرده چنانچه مسیر امن و پذیرفته شده در جهان را که ظاهری مهم و پراهمیت دارد اما تاثیری ملموس در بهبود جامعه ندارد، آگاهانه با مسیری هدفمند که واقعا تاثیرگذار باشد جایگزین کنند، می توانند تحولاتی عمیق را شکل بدهد، چنانچه پیش از این نیز افرادی شجاع، باپشتکار، عملگرا و همدل این مسیر را طی کرده اند. نویسنده با بیان روایاتی از تجربیات واقعی افرادی که جهان اطراف خود را بهتر کرده اند از مخاطب خود می خواهد تا تصمیم های آگاهانه بگیرد و با قدم های هرچند کوچک تغییراتی مثبت را در دنیای پیرامون خود بیافریند و با انگیزه ای اخلاقی پا در مسیری ارزنده بگذارد.