«ونوس و آدونیس» یکی از نخستین و مهم ترین شعرهای روایی ویلیام شکسپیر است که در سال ۱۵۹۳ منتشر شد و به سرعت در انگلستان دوران رنسانس شهرت یافت. این اثر بر پایه ی یکی از اسطوره های کلاسیک یونان نوشته شده؛ روایتی که در آن، الهه ی عشق - ونوس - دلباخته ی جوانی زیبا به نام آدونیس می شود. اما شکسپیر، به جای روایت عاشقانه ای ساده و سرراست، داستانی پر از آرزوهای ناکام، فاصله میان میل و واقعیت و تضاد میان عشقِ آتشین و بی تفاوتی سرد خلق می کند. از نظر زبانی، «ونوس و آدونیس» نمونه ای از توانایی شکسپیر در آفرینش استعاره های غنی، موسیقی درونی و توصیف های حسی ست. روایت از دیدگاه ونوس، پر از افراط در احساس و اغراق های شاعرانه است، در حالی که آدونیس نماد منطق و فاصله گیری است. این تضاد، به شعر انرژی نمایشی و تنش احساسی می بخشد. «ونوس و آدونیس» را می توان اثری درباره ی سرنوشت عشق دانست: عشقی که هرچه بیشتر می طلبد، کمتر به آن می رسد. شکسپیر با این شعر، نه فقط داستانی عاشقانه می گوید، بلکه به پرسش های بنیادین درباره ی ماهیت عشق، میل، مرگ و ناپایداری زیبایی می پردازد. این اثر، پلی است میان اسطوره و تجربه ی انسانی؛ میان تخیل شاعرانه و واقعیت تلخ زندگی.