ساندرا بارتکی در کتاب تأثیرگذار خود، «زن بودگی و سلطه: مطالعاتی در پدیدارشناسی ستم» (که گاه با عنوان پدیدارشناسی امر زنانه ترجمه می شود)، یکی از مهم ترین پیوندها را میان فلسفه ی «پدیدارشناسی» و نظریه ی «فمینیسم» برقرار می کند. پرسش اصلی بارتکی این است: تجربه ی زیسته ی «زن بودن» در جامعه ای که ساختارهای پدرسالارانه دارد، چگونه است؟ او با بهره گیری از مفاهیم پدیدارشناختی (مانند پدیدارشناسی بدن در آثار مرلو-پونتی و سارتر)، نشان می دهد که چگونه زنان به واسطه ی فشارها و هنجارهای اجتماعی، به طور مداوم «بدن» خود را به عنوان یک ابژه (شیء) و نه یک سوژه (فاعل) تجربه می کنند. بارتکی به مفاهیمی چون «مد» (Fashion)، «رژیم های زیبایی» و «رفتارهای بدنی زنانه» می پردازد و استدلال می کند که این ها نه انتخاب های آزادانه، بلکه ابزارهای اجتماعی برای «تحت انقیاد درآوردن» بدن زن هستند. او به خوبی نشان می دهد که گونه ی قدرت در جوامع مدرن، نه فقط از طریق قوانین، بلکه از طریقِ «انضباطِ بدنی» بر زنان اعمال می شود. این کتاب برای درکِ ریشه های فلسفیِ نابرابری جنسیتی و چگونگیِ درونی سازیِ سرکوب توسط خودِ افراد، منبعی فوق العاده است.