این رمان، داستان مردی میانسال را به تصویر میکشد که در حال تلاش برای درک گذشتهای است که پیشتر به آن فکر نکرده است. او به سختی دست به تفکر و تأمل دربارهٔ این گذشته زده است، تا زمانی که دوستان صمیمی کودکیاش، یکی از آنان از گور برمیخیزد و دیگری، که همیشه در کنار او بوده، با حس انتقام به زندگی او بازمیگردد. تونی وبستر، شخصیت اصلی این رمان، فکر میکند که با ساختن یک زندگی جدید، مسائل گذشته را به پایان آورده و با طلاق صلحآمیز و بازنشستگی زودهنگام، به زندگی مطلوبی دست یافته است. اما میراثی اسرارآمیز از گذشته، تونی را مجبور به بررسی مجدد زیستههای زیادی میکند؛ مسائلی که فکر میکرد همواره آنها را درک و فهمیده است. او همچنین مضطرب به تغییر نگرش و موقعیت خود در دنیا میپردازد. این رمان با پایانی فهمی، داستان جذاب و پر از عمقی است که خواننده را وادار به پیگیری بیوقفه داستان میکند بدون اینکه کتاب را از دست بدهد، تا به اتمام آن برسد.