"بالتازار و بلموندا" اثری از نویسنده پرتغالی ژوزه ساراماگو است که در سال 1982 منتشر شد. این رمان در شهر لیسبون در اوایل قرن هجدهم رخ میدهد و داستان عشق بین یک سرباز به نام بالتازار و دختری جوان به نام بلموندا را روایت میکند.
بالتازار، سربازی است که در جنگ دست چپ خود را از دست داده و به عنوان یک قهرمان جنگ به شهر بازمیگردد. او عاشق بلموندا میشود، دختر جوانی که مادرش به اتهام جرمی محکوم شده و به تبعید فرستاده شده است. این رابطه عاشقانه میان بالتازار و بلموندا با وجود مشکلات و موانع، قدرتمند و فوقالعاده توصیف شده است.
در کنار این داستان عشق، کشیشی به نام پدر لورنسو نیز وارد داستان میشود. پدر لورنسو دارای آرزوهای بزرگی است و میخواهد یک ماشین پرنده بسازد. تلاش این سه شخصیت برای دستیافتن به آرزوها و رویاهای خود در مواجهه با محاکمه، اعتقادات دینی، و چالشهای زندگی پرداخته میشود.
این اثر همچنین از جوانب فلسفی و اندیشههای عمیقی دربارهٔ عشق، ایمان، و آرزوها برخوردار است که از زاویهٔ منحصربهفرد و بیانیههای فلسفی ساراماگو بررسی میشوند.