"روزهای بی پایان"، نمایشنامه ای از یوجین اونیل است که برای اولین بار در سال 1934 منتشر شد. قهرمان دشوارکشیده ی این نمایشنامه، در کودکی، مسیحی کاتولیک مقید و دیندار بوده و پس از مرگ والدینش، ایمانش را از دست می دهد. او با گذشت زمان، به سوسیالیست، کمونیست و خداناباور تبدیل میشود و با زنی ازدواج میکند که قبلاً ازدواج نامطلوبی داشته اما اکنون به او ایمان کامل دارد و در کنارش احساس خوشبختی می کند. اما اهریمن سیاهی که در دل او کمین کرده، ترسی عجیب در او ایجاد میکند؛ ترس از از دست دادن آرامش کنونی، همسرش و عشقی که به نوعی دین و مذهب او شده است. این ترس اهریمنی به سادگی ها او را رها نخواهد کرد و خانه، زندگی، خودش و همسرش را تا آستانه ی نابودی پیش خواهد برد.