"زمان از دست رفته" یک رمان کلاسیک اثر مارسل پروست است که با خاطرات خوش کودکی راوی، مارسل، آغاز میشود. او در تلاش برای یافتن زمان از دست رفته، داستان زندگی خود را و روابط با شخصیتهای مختلف را شرح میدهد.
راوی در طول داستان، با شخصیتهایی چون شارلز سوان و دختر او گیلبرت، خانواده گرمانتس، و آلبرتین آشنا میشود. زندگی مارسل، به عنوان یک آینه، تصویری از جهان نمایی انسانهای سالم و فاسد را به تصویر میکشد. او در طول داستان با نادانیها و بیچارگیهای بشر روبرو میشود و زمان را به عنوان یک مفهوم از دست رفته و محو شده احساس میکند.
در یک لحظه از زندگیاش، راوی درمییابد که زیبایی و معنی از هر آنچه تاکنون به دست آورده، بیشتر محو شده است. اما در یک مهمانی پس از جنگ، او با حوادثی در حافظهی ناخودآگاهش مواجه میشود و درمییابد که زیباییها به شکلی جاودانه و ابدی در زندگی باقیماندهاند.
راوی با انتخاب، ترکیب، و تبدیل حقایق، پیوستگی نهانی و اهمیت جهانی را آشکار میسازد. او در جستجوی زمان از دست رفته، نه تنها چیزی اختراع نمیکند، بلکه همهچیز را تغییر میدهد و با زمان مرگ خود به مسابقهای برمیخیزد. نتیجهی این مسابقه، کتابی است که مخاطب در دست خود دارد و مارسل با تحول و تبدیل حقایق، زمان را مجدداً معنا میکند.