«پرستوها و پاییز» کتابی نوشته نجیب محفوظ، رماننویس و نمایشنامهنویس مصری است. این اثر در دسته ادبیات داستانی تاریخی با موضوعی عاشقانه قرار میگیرد.
نجیب محفوظ که برنده جایزه نوبل ادبیات است این رمان را با نگاهی به روزی تاریخی در مصر با عنوان شنبه سیاه نوشته است. «پرستوها و پاییز» با شنبه تاریخی شهر قاهره که همه جا در آتش میسوزد و فروشگاهها غارت شدهاند آغاز میشود.
قهرمان این رمان مردی جوان به نام عیسی است. او از مدیران رده بالای دولتی و از اعضای حزب وفد در مصر است. داستان از جایی آغاز میشود که عیسی به زودی از نظر جایگاه شغلی ارتقاء خواهد یافت، همچنین مراسم ازدواج مرد جوان با سلوا، دختری از خانوادههای معتبر در قاهره نزدیک است. سلوا دختر یکی از پاشاههای معروف شهر است. اما همه چیز با انقلابی سیاسی و خونین در مصر تغییر میکند و زندگی عیسی هم برخلاف آنچه فکر میکرد پیش میرود. با روی کار آمدن نیروهای انقلابی عیسی از کار برکنار می شود و نامزدیاش با سلوا به هم میخورد و دختر جوان عیسی را در تنهایی و روزهای پرآشوب قاهره رها میکند. عیسی برای ادامه زندگی به اسکندریه میرود و در آنجا با فاحشهای به نام ریری آشنا میشود و بیپولی و فقر او را مجبور میکند تا با ریری زندگی کند. او پس از مدتی تصمیم میگیرد که زن را رها کند اما پیش از ترک ریری متوجه شود که او باردار است. زندگی عیسی پس از ترک ریری در قمار و افسردگی ادامه پیدا کرده و برای گذران زندگی با زنی نابارور اما ثروتمند ازدواج میکند. در دوران میانسالی بار دیگر عیسی با ریری که جوانی همراهیاش می کند روبهرو میشود. مرد جوان پسر عیسی است. او پس از دیدار با پسرش به زندگی که از سر گذرانده فکر میکند و حسرت روزهای گذشته را میخورد.