«لباس عروس» کتابی نوشته نلسون رودریگز، رماننویس و نمایشنامهنویس برزیلی است. این اثر در دسته ادبیات نمایشی قرار میگیرد.
نمایشنامه «لباس عروس» در سه پرده نوشته شده و روایتی از ماجرای تصادف دختر جوانی به نام الید است.
«لباس عروس» از جایی آغاز میشود که الید به دلیل تصادف با اتومبیل در بیمارستان بستری می شود. زن جوان با جراحاتی که دارد تحت عمل جراحی قرار میگیرد. الید پس از خروج از اتاق عمل و هنگامی که همچنان تحت تاثیر داروی بیهوشی است گذشته و زمان عروسی خود را به یاد میآورد. الید روزهایی را مرور میکند که با مادرش برای ازدواج با پدرو، همسرش درگیر شده بود. اما داستان زندگی عاشقانه الید به همین جا ختم نمیشود زیرا او پس از راضی کردن مادرش برای ازدواج با پدرو و برگزاری مراسم عروسی وارد ماجرای پیچیده دیگری میشود. الید در واکاوی گذشته به یاد خیانت لوسیا خواهرش می افتد. لوسیا و پدرو با هم رابطه برقرار کرده بودند و زندگی مشترک الید تحت تاثیر مثلثی عاشقانه با خواهرش قرار گرفته بود.
اما فضایی مبهم و سورئالی که در نمایشنامه وجود دارد تشخیص حقیقت را سخت میکند زیرا واقعیت، خیال و توهم در ذهن الید تحت تاثیر داروی بیهوشی در هم تنیده شدهاند.
در این نمایشنامه ماجرای تصادف الید و زندگی گذشته او از سه زاویه دید روایت میشود؛ از سوی خودش و پیش از رفتن به اتاق عمل، از سوی روزنامهنگارانی که در نمایشنامه حضور دارند و نقش راوی نامطمئن را برعهده گرفته و تصادف الید از دریچه خبرهای آنها برای خوانندگان روزنامه روایت میشود. همچنین رخدادهای زندگی الید به وسیله خودش و پس از عمل جراحی بازگو میشوند که در واقعی و یا توهم بودن آنها نمیتوان مطمئن بود.
«لباس عروس» نمایشنامه ای با 22 شخصیت است که موضوعی فلسفی دارد و به برداشتی فرویدی از چگونگی درک واقعیت میپردازد. در این اثر زمان ماهیتی غیر خطی دارد و رودریگزر نمایشنامه را به شکل فلاش بک روایت میکند.